کتاب انجمن شاعران مرده

کتاب:انجمن شاعران مرده

نویسنده:ان. اچ. کلاین

ترجمه:زهرا طراوتی

انتشارات:نشر نیماژ

امتیاز من:۹/۱۰

 

اول از همه نقل قولی از خانم زهرا طراوتی را می‌نویسم که در مورد کتاب انجمن شاعران مرده، در پست اینستاگرام‌شان منتشر کردند:

“ای ناخدا، ای نا خدای من..

فارغ از ترجمه، بی‌شک این کتاب از بهترین و تاثیرگذارترین کتاب‌هایی‌ست که خوانده‌ام و با سطرهایش زندگی کرده‌ام و جان کیتینگ را ناخدای زندگی‌ام خطاب کرده‌ام..”

 

خاطرم می‌آید که امسال نزدیک روز معلم، پستی در اینستگرام با موضوع “روز معلم به سبک کتاب‌خوان‌ها” دیدم.

بهترین معلم، آقای جان کیتینگ در کتابِ انجمن شاعران مرده معرفی شد، معلمی که توانایی روح بخشیدن به دانش آموزانش را داشت.

در جایی دیگر کتاب انجمن شاعران مرده را به عنوان بهترین درمان کننده افسردگی دیدم.

همه‌ی این تعریف‌ها باعث شد در اسرع وقت این کتاب را تهیه کرده و با اشتیاق به خواندنش بپردازم.

واقعا از همه‌ی کسانی که این کتاب زیبا را به من معرفی کردند ممنونم.

واقعا طی و بعد خواندن این کتاب متوجه دلیل این همه تعریف شدم، کتاب پیش روی من کتاب خارق العاده‌ای بود، من رنگ آن را نارنجی می‌نامم چون بسیار زنده و پر از شور و نشاط بود.

موضوع کتاب در مورد مدرسه‌ی شبانه‌روزی پسرانه‌ای است که نخبگان زیادی تا به حال به جامعه تحویل داده و برنامه دارد زین پس هم بدهد.

از زبان چند دانش آموز این مدرسه می‌بینیم که هر کدام از آنها به نوبه‌ی خود درگیری های روحی روانی و فشارهایی از سمت جامعه و خانواده روی دوش خود دارند.

تا اینکه معلم جدیدی برلی درس ادبیات انگلیسی‌شان به مدرسه می‌آید.

معلم زبان انگلیسی‌شان، آقای جان کیتینگ مرد بسیار عجیبی است و برخلاف دیگر معلمان مدرسه کارهای عجیبی نیز می‌کند.

کارهایی عجیب و دوست داشتنی، طوری که به بچه‌ها درس زندگی می‌دهد و از شعر برای کمک به شکوفاییِ خوده واقعیِ تک‌تکشان استفاده می‌کند، قابل ستایش است.

نقل از کتاب:

“اگر درباره‌ی چیزی اطمینان دارید خودتون رو مجبور کنید تا به اون از دریچه‌‌ی دیگه‌ای نگاه کنید.”

“اما به چیزی که در شما متفاوت و منحصر به‌فرد هست، اعتماد کنید حتی اگر عجیب و غریبه یا بقیه اون رو نمی‌پسندن.”

داستانِ اسم “انجمن شاعران مرده” را به عهده‌ی خود خواننده می‌گذارم تا خود با این انجمن آشنا شود، و خدا را چه دیدی شاید تمایل به شرکت در چنین انجمنی هم به سرش بزند(مانند من!).

به‌نظر من خوب است که هر معلمی این کتاب را بخواند تا بتواند افکار پوچ و پوسیده‌ای که ممکن است به دانش‌آموزانش انتقال دهد، از بین ببرد و با دید بازتری به تدریس زندگی بپردازد.

پایان واقعا غیرقابل پیش‌بینی بود و ضربه‌ی عجیب و تقریبا دردناکی به وارد شد، ولی خوب که به آن فکر می‌کنم چنین پایانی واقعا مناسب این کتاب است.

 

این کتاب را به کسانی که از دنبال کردن رویا می‌ترسند، همگام با جماعت بودن را پیشه‌ی خود قرار داده‌اند و همه کسانی که می‌خواهند یک کتاب خود بخوانند، توصیه می‌کنم.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط